تبليغاتX
نو
کاریکلماتور
 

 

 به نام خدا

 

 با سلام و سپاس  به همه دوستانی که در این مدت هم که بسیار گرفتار بودم

 

من را فراموش نکردند و با کامنت های پر مهرشان من را شرمنده کردند.

 

از این که به علت گرفتاری ها  و کمی وقت ، فرصت نکرده ام که وبلاگم

 

 را به روز کنم و به شما دوستان خوبم سر بزنم عذر خواهی می کنم .

 

 انشاء الله که می بخشید.

 

 

 

 

 

                         و ناگهان ...

 

 قرار نیست در این متن

 اتفاق ِ تکان دهنده ای بیفتد

 مردی یا زنی

  از پنجره ی طبقه ِ سی و چهارم بر جی بلند

  جواب مثبت بگوید به نیروی ِ جاذبه

   یا روزنه ِی امید یک نفر

 پر شود با سرب های گلوله ای

   صحبت از جنگ است

 در خانه هایی کوچکتر از کوچک

 اما در سطحی به وسعت تمام این جهان

  برای مثال  :

 من و همسرم جنگیده ایم

 بیست سال ِ تمام

با هر نوع سلاح سرد و گرم 

 سالهاست که همسرم

 بار ِ سنگین ِ سمپاشی ِ مغز ِ من را بر دوش می کشد

  و الحق که سنگ تمام گذاشته است

 در بمباران ِ میکروبی ِ ذهن ِ من

 حالا ، حتی اگر

 رئیس جمهور ایالات متحده

  ما راتهدید کند

بی حاصل است

 باور کنید

 برای ِ ادامه ِ ی این به اصطلاح زندگی

 ما به استفاده از سلاح هسته ای

 مجبور بوده ایم

شاید سه ماه می شود

 که لطف همسرم

 هر روز نوترون های ِ ذهن ِ من را

 ذره ذره می کند

 من هم  سنگر گرفته ام

 پشت روزنامه ها

 و برگ های ِ یک کتاب

                ********

 و ناگهان با موج ِ انفجاری ظریف

 پرتاب می شوم

 از درون ِ متن

 به دنیای ِ آشپز خانه

  که واقعی است

   " اینقدر آب بازی نکن

   ظرفا رو بشور " !

 



شب طنز محفل رندان 3 توسط حوزۀ هنري فارس در تاريخ 3 ارديبهشت 88 از ساعت18 در محل سينما شيراز( سينما قيام سابق) واقع در خيابان لطفعليخان زند با طنز خواني طنازان زير برگزار مي شود.
طنازان حوزۀ هنري تهران : ناصر فيض - سعيد بيابانكي - يوسفعلي ميرشكاك- سعيد نوري – مهدي استاد احمد

طنازان حوزۀ هنري شيراز : علي اصغر كمالدار – مهدي مباشر – ابراهيم به گزين – محمد جاويد – رحيم پيمان- روح الله كرهاني -احمد مغاره- شهرزاد حسين دوست- بهرام غلامي – علي اصغر نجفي- كيوان براهنگ-اسدالله فهندژ سعدي-عبدالمحمد صفا زاده- ناصر زارعي- اصغر آبرومندي – بهنام زارع – برزگر- احمدي – اسدي

بشتابيد كه غفلت موجب پشيماني است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 17:19  توسط روح الله کرهانی | 

با سلام

یک بار دیگر عذر خواهی می کنم از دوستانی که موفق نشدم به کامنت های پر مهرشان جواب مناسب بدهم . بس که ترافیک گرفتاری ها سنگین است (البته منظورم از بس ، شامپو بچه " بس " که چشم را نمی سوزاند نیست که ما از چشم گذشته دلمان و دماغمان هم سوخته ...) .

1 – به دلیل استفاده بی رویه بعضی از دوستان از کاریکلماتور هایم در اس.ام.اس هایشان ، بنا شده است دیگر در این وبلاگ کاریکلماتور ننویسم . اما حالا برای این که کاریکلماتور خونمان کم نشود دو کاریکلماتور می نویسم

غصه اگر کرم نداشت ( به ما ) پیله نمی کرد .

شک بین دو و سه باطل است ، چهار زن باید گرفت

( می دانم که حالا آقایان همه ذوق می کنند و می گویند " این درسته ! " )

 

2 – یک کار پیام دار می نویسم برای بعضی از دوستان که " پیام گرا " هستند و با پیام حال می کنند ( البته منظورم از پیام خدای نکرده ، زبانم لال ، زبانم لال " پیام " پسر همسایه نیست ! )

کیفیت

همیشه کیفیت ، همیشه تاژ

کور کیفیت پیدا می کند

کور تاژ می شود

 

( به احتمال زیاد تا این جای کار بعضی از دوستان خواهند گفت " کرهانی هم از دست در رفته و بی ادب ... " به این دوستان اطمینان می دهم که جای نگرانی نیست ، که طنز گاهی از این مسائل هم دارد )

 

3 –

شعر های ...

قرص ماه را می خورم

اما خوب نمی شوم

پزشک ، سرم ستاره تجویز می کند

ستاره ها گلبول می شوند

شب ِ خونم بالا می رود

اورژانس می رسد

و من

در بخش ِ شعر های شب زده

بستری می شوم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 11:24  توسط روح الله کرهانی | 
 

    

با سلام

 الف - به علت گرفتاری های کاری نمی توانم به تمام کامنت های شما دوستان عزیز پاسخ دهم . پیشاپیش عذر خواهی می کنم .

 

 ب-در یکی از انجمن های ادبی ، شاعر محترمی فرمودند: کار ادبی باید پیام داشته باشد ، نوشته ای که پیام نداشته باشد ، کار ادبی نیست . من هم برای اینکه فردا خدای نکرده بعضی ها نگویند نوشته های کرهانی کار ادبی نیست و زبانم لال ( روم به دیوار ) کار بی ادبی ا ست چند کار پیام دار نوشتم که یکی از آنها را در این پست می گذارم و بقیه بماند ......

 

 

 

           سقف آسمان را....

                                                                      

    سقف آسمان را شکاف می دهم

     تا ببینم

     ستاره ها ، چگونه چسبیده اند

      نوشته ای می بینم

       با خط درشت

           " همه راضی از چسب رازی "

 

 

 ج - و حالا برای اینکه کاریکلماتور خونمان کم نشود چند کاریکلماتور می نویسم

 

1-   بی کلسیم نگاهت ، شعر هایم پوکی استخوان گرفته اند .

2-   گلیم بخت ما  را احتمالا ، دختری ناشی بافته است .

3-   جلد دوم شناسنامه ام خواننده ای نداشت .

4-   در نمایشگاه سنگ های قیمتی ، جای دلت خالی بود !

5-   ناف غم را به نام ما بریده اند !

6-   از بس سوتی دادیم ، سوته دل شدیم !

7-   روزهای فرد احساس کسالت می کنند و روزهای زوج احساس ندامت .

8-   بعضی ها به "مق۱۰۰ " نرسیده می خواهند به " مق۲۰۰"  برسند .

9-   خط چشمت را نمی توانم بخوانم ، چقدر بی سوادم !

10-بعضی ها با واژه ی " س .ک .س " به سکسکه می افتند !

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 19:30  توسط روح الله کرهانی | 
       با سلام 

با      پیشاپیش سال نورا تبریک میگویم

با                                 بعضی ها .......

 

1-  بعضی ها معتقدند که خالی بندی هم جزء صنایع بسته بندی است.

2-  بعضی ها معتقدند: "زمان خیلی بی کینه است ، چون از همه چیز میگذرد "

3-  بعضی ها برای این که راه را گم نکنند آن را در جیبشان می گذارند.

4-  بعضی ها سی سال درس می دهند ، اما هیچ وقت برای کسی کلاس  نمی گذارند.

5-  بعضی ها آدم که می شوند ، هوس میوه ممنوعه به سرشان می زند.

6-  بعضی ها فکر می کنند: پل رودخانه فقط برای خود کشی ساخته شده است.

7-  بعضی ها معتقدند :اگر حرف زدن هم کارتی شود ،احتمالآ بیشتر خانم ها "جام" می کنند.

8-  بعضی ها معتقدند :حرف های بو دار را در دستشویی باید زد

9-  بعضی ها که اسم در می کنند ، احتمالآ فرق بین اسم و ترقه را نمی دانند.

10-        بعضی ها معتقدند: شعری که تصویر ندارد فقط به درد" رادیو " می خورد.

11-              بعضی ها نوازنده نیستند ، اما برای همه می زنند.

12-        بعضی ها بخت سیاهشان را...

 الف - مش می زنند       ب- های لایت می کنند

 ج- فر می زنند             د -کوتاه می کنند

 

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:4  توسط روح الله کرهانی | 
 

با سلام و عرض پوزش از دیر شدن، وبه عنوان جریمه دیرکرد

 

با دو کار در خدمت دوستانم.

 

 

1-                               جنگنده های .........

 

جنگنده های چشم هات

که به پرواز در آمدند   

دیوار ِ صوتی  ِ دلم

چه بی صدا شکست !

 

2-      گلادیاتور                      gladiator

در شعر های حماسی من

" گلادیاتور" غریبی است

که هر روز صبح

مثل شیر ، زنبیل به دست

طی می کند

کهکشان راه "شیر" ی را

صف شکن می شود

و "شیر" می گیرد

یا مثل خروس

دنبال مرغ می دود

(البته از نوع تعاونی اش )

یا هر روز ، بدون دستکش

به جان ظرف ها می افتد و هفت بار

غسلشان میدهد از ترس عیال

که ناگاه

طوفان خشم

نازل می شود از آسمان نگاه زن

« سریع ،سریع، سریع

گردگیری و نظافت

بعدشم خرید»

  

"گلادیاتور"

سربلند ِمیدان ِ نظافت و

حریف گرد وخاک

و جارو برقی

دل می ترکاند از

تراکم ِ غبار ِغم های ِ قهرمان ما

  

باز

بازار، "گلادیاتور" ، زنبیل و غربتی غریب

کم می آورد ، قلب قهرمان

در "ماراتن " نان و شیر و مرغ

  

پایان ماجرا

" گلادیاتور"

سر می کشد جام مرگ را

بی اجازه عیال

و دیگر در شعرهای من

"گلادیاتور " پیدا نمی شود !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 10:29  توسط روح الله کرهانی | 
 

سلام به همه دوستان

با یاری خدای بزرگ بالاخره فرصت به روز شدن این وبلاگ پیدا شد. وبه عنوان جریمه تاخیر

در این پست با دو کار در خدمت دوستان هستم. امید که مورد پسند قرار گیرد.

 

1 – کلکسیون ِ  .........

 

 

      با لبخندی پیروزمندانهکلکسیون پروانه هایش را که بسیاراستادانه

    

   تهیه شده بود ، نشانم داد .زیبا بودند ، زیبا و دوست داشتنی . مخصوصآ

 

 دوتااز آن ها واقعآزیبا بودند. " پروانه اصالت " ، نوزده ساله و" پروانه

 

شرافت"  ، بیست ساله.

 

2 -  حالا ......

 

"هایزنبرگ " * آمد

دیگر هیچ چیز قطعی نبود

وماحتی

قطع برقمان را

قطعی نپنداشتیم

که قبض برقمان

هیچ قطعی را

نشان نداد

   

اما ، قطعآ

من ،انسان بودم

گرچه دیگر

عشق کافی نبود

وتنها

کد ملی

وکارت شناسایی

اصالتم را

تایید می کرد

  

حالا ، من

انسان که نه

تنها

کدی انسانیم

 

 

* " ورنر هایزنبرگ " ( 76-1901) فیزیکدان آلمانی که اصل " عدم قطعیت "

را ارائه کرد. (به طورساده همواره در تخمین همزمان اندازه وموقعیت یک

 ذره عدم قطعیت وجود دارد.)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 19:33  توسط روح الله کرهانی | 

شک

 

            به احتمال زیاد "دکارت " اصلاً پیش بینی نمی کرد که نظریه فلسفی اش

          < < من شک میکنم ، پس فکر می کنم ، وفکرمی کنم ،  پس هستم >>

         چه مسائلی به وجود خواهد آورد.

       کاریکلماتوریست ها که معتقد به ایجاز صد در صد هستند، اول گفتند: در این جمله

      دو بار فکرمی کنم  به کار برده شده وباید یکبار آن حذف شود ونظریه به صورت

      " من شک می کنم ،پس فکر می کنم ، پس هستم در آمد. بعد ها گفتند :فکر کردن

      نتیجه ی شک کردن است وباید فکر دوم  هم حذف شود  ، ودر نهایت نظریه به

          صورت "من شک می کنم ، پس هستم " در آمد.

       " ابوالتردید شک آویزانی " در رساله ی " شکیات فی الکشکیات " می نویسد : شک

         رادر لغت" دو دلی " معنا کرده اند، و دو دلی اول بار مردی را به کار آمد که میان

         عشق دو دلبر گرفتار آمده بود.هرگاه که عزم دیدار محبوب نخستین یا معشوق

           دوم را می کرد ، گرفتار حالت " یه دل میگه ، برم ، یه دل میگه ، نرم "  می شد

          و از این جا بود که دودلی پدید آمد.

         فرهنگ لغات می گوید: شک را" تردید " نیز معنا کرده اند ودر مورد تاریخچه

        " تردید "گفته اند :

        هنگامی که مادری از پسر شش ساله اش که بعدها فیلسوف بزرگی شد پرسید :

        خجالت نکشیدی  باز هم  بسترت را خیس کردی ؟

        پسر پاسخ داد: مادر جان شما گرفتار حالت تردید شده اید ، دید ِ تر پیدا کرده اید

        وهمه چیز را تر وخیس می بینید. و از آن پس واژه "تردید " متداول شد.

     از کلمه شک ترکیبات متعددی ساخته شده است از قبیل : شکوند ،  چیزی در مایه ی

      شهر وند ،شکپوش ، بر وزن تکپوش ، یعنی کسی که جامه ی شک به تن دارد.

      شکاک ، به معنی شک آکبند یا استفاده نشده . لواشک ،به معنای ،پرچم شک و......

      فیزیو لوژیست ها می گویند در مغز آدمی ماده ای به نام " اسید شکیک " ترشح

      می شود که شک راایجاد می کند ویا سرعت می بخشد.

         .......اول بار حوا بود که شک کرد ، وچون حوا را پرسیدند که زن دیگری

         نیست که شک کنید مر آدم را . حوا با چشمانی اشکبار پاسخ گفت :

          اگر شک نکنم ، پس نیستم ؟

        مهندس " حامد مثلث پور " می گوید من به این قضیه هندسی که " در هر

        مثلث قائم الزاویه وتر ،  دو ضلع دیگر را می اندازد به خطر " شک می کنم

      .چرا که ممکن است این  خطر نه از جانب وتربلکه از سوی عوامل خارجی یا

       عناصر ستون پنجم باشد.

          یک معتاد سابقه دار می گوید : من همیشه به شالم بودن مواد شک می کنم ،

          پش هشتم !

            همسر یک تاجر ثروتمند می گوید: من به صداقت شوهرم شک می کنم ،

         چون صداقت را با حرف" سین " می نویسد.

             "عبد العیال زن ذلیلستانی " می نویسد :فی القدرت الشک القلیل ، الرجل الزن ذلیل "

         ( شک کوچکی در ابراز قدرت ، مرد را زن ذلیل می کند.)

         خانم دکتر " شک الملوک شکاکیانی " می گوید : من به اصل سوم "نیوتن " که << هرعملی

         راعکس العملی است مساوی ومختلف الجهت >> شک می کنم . چراکه اگر این اصل

       درست باشدهرگاه پسر جوانی که دختری را تازه عقد کرده است ، دختر را می بوسد ،

      دختر نیز باید اورادرمقابل ببوسد ، اما در عمل می بینیم که این گونه نیست وهرگاه پسر

        جوانی ، دختری را که تازه عقد کرده است می بوسد ،دختر در حالیکه با دست به

      صورتش می زند ، می گوید : خاک برسرم ، خجالت بکش پسر!

        .. ومیگویند در یک جلسه ی سخنرانی ، هنگامی که سخنران گفت : من به

        حقیقت هم چیز شک می کنم ". یک کلاه مخملی بی چاک دهن گفت : بینم داش !

        به نجابت ننه جونتم شک می کنی "و نوچه های جاهل کلاه مخملی سه بار پیا پی

       فریاد کردند :

       داش غلام ، داش غلام ، داش غلام .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:7  توسط روح الله کرهانی | 

۱-"جن "ِ کوپني فقط سالي سه يا چهار بار مي تواند ظاهر شود.
۲- قطار مرگ " سوت " کشيد ، بازيکني از زمين " اخراج " شد.
۳ - ماهي در کنکور شنا رد شد.
۴ - زن که به دانشگاه رفت ، مرد در کلاس آشپزي ثبت نام کرد.
۵ - شهريه ي ِ ثابت ِ دانشگاه  ِ آزاد ِ دلش ، آنقدر زياد بود که انصراف دادم.
۶ - "برق " خواهش را که در چشمانش ديدم ، فکر ِ پرداخت ِ قبض ِ آن پشتم رالرزاند.
۷ - زمان اگر " شهروند " خوبي بود ، پشت ِ خط  ِ عابر ِ پياده ، توقف ميکرد.
۸ - زير بغل " اتفاق " را مي گيرم که نيفتد.
۹ - سبيلش را براي " تاب " دادن ، جمعه ها به پارک مي برد.
10- مي.خواستم " مرغ " ِ عشق شوم ، مادرم گفت : ننه ! " گربه" ميخورتت. .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 11:20  توسط روح الله کرهانی | 
۱- پدر بزرگ از دست آینه افتاد، حلوایش چهل تکه شد.

۲- آینه هم از من، کارت شناسایی می خواهد.

۳- زن که رژیم گرفت، اشک بر گونه های آشپزخانه غلطید!

۴- زن جیغ"می کشد" مرد "رنگش" می کند.

۵- زن دلش "شور" میزند، دل مرد، "چهار گاه" می خواند.

۶- با پنبه هایی که از گوشش در آورد "حلاج" شد.

۷- عکسبرداری نشان داد که دست تقدیر ، چند جایش شکسته است.

۸- قابله آمد، قاب له شد، و کودک درون قاب گریه کرد.

۹- به خیابان چشم" دوخت"  کت خیابان "دکمه" دار شد.

۱۰- جراح "باند" را در شکم بیمار جا گذاشت،نه ماه بعد "جمیز باند" متولد شد.

۱۱- مرغ عشق گفت: پیر شدیم و تو زندگیمون یه خروس عشق پیدا نشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 20:34  توسط روح الله کرهانی | 
 

 

                                              آدم دلش می سوزد..........

۱- آدم دلش می سوزد برای دانش آموز تنبلی که درست بعد از آخرین امتحان پدر بزگش فوت 

می کند.

۲- آدم دلش می سوزد برای دراکولایی که به بعضی از گروه های خونی حساسیت دارد.

۳- آدم دلش می سوزد برای زنی که قصد دارد چشمان شوهرش را از کاسه در بیاورد، اما شوهر

چشمانش را در بشقاب می گذارد.

۴- آدم دلش می سوزد برای مردی که راست افراطی است، اما همسرش هر روز از دنده چپ بلند

می شود.

۵- آدم دلش می سوزد برای زنی که به خاطر گرم نگه داشتن روابط خانوادگی مجبور می شود

هفته ای یکبار شوهرش در ْفر ْ بگذارد.

۶- آدم دلش می سوزد برای مردی که در فکر تجدید فراش است، اما از روی دلسوزی دو نمره به

او می دهند که تجدید نشود.

۷- آدم دلش می سوزد برای زنی که نمی خواهد تمام بار سنگین زندگی بر دوش شوهرش

باشد، بنابراین شب ها مخفیانه جیب های او را سبک میکند.

۸- آدم دلش می سوزد برای مردی که روز تولد همسرش را هر سال فراموش می کند، اما تولد

دختر خاله اش را هرگز.

۹-آدم دلش می سوزد برای دختر خرد سالی که خواهر کوچکترش را بدون مجوز شرکت گاز، گاز

گرفته وبه پرداخت جریمه نقدی محکوم شده است.

۱۰-آدم دلش می سوزد برای چراغ راهنمایی که عمری است در جا می زند وهنوز به مقطع

دبیرستان نرسیده است.

۱۱-آدم دلش می سوزد برای جراحی که قرار است برای شام همسرش را به رستوران ببرد ، اما

سو یچ اتومبیلش را درشکم بیمار جا گذاشته است.

۱۲-آدم دلش می سوزد برای پدر بزرگ که دندان مصنویی اش هر شب در لیوان آب خفه می شود.

۱۳- آدم دلش می سوزد برای مادر بزگ که آرزوی رفتن به پارک را دارد ، اما می ترسد به عنوان-

دختر فراری دستگیرش کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 19:23  توسط روح الله کرهانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
ناصر فیض
سعید نوری
دکتر پروین سلاجقه
بهرامپور
بهرامیان(سارا شعر)
محمدی
طاهره کوپالی
زهره جعفرزاده
سید مهدی موسوی
علی بهمنی
محسن حیدریان فرد
اوای ازاد
پور جوادی
مریم دلباری
داستان.زاگرس نشینان
پاتوق ادبی
روح الله باقری
ابوذر کریمی
تولد یک مرگ
تمرین نویسندگی
حبیب پر تاری
مصطفی مردانی
دکتر داوود بیات
شهرام میرزایی
دکتر کاووس حسن لی
دکتر حمید یوسفی
خلیل رشنوی
لیلا عابدی
زهرا دری
نیلوفر اعتمادی
محسن رضوی
فاطمه اختصاری
رضا نیرو
طلوع
کیوان براهنگ
محبوبه موسوی
رزا شعبانی
الناز معتمدی
مژگان مشتاق
چراگاه
شیخ عیسی ابوزید
راشد انصاری
ندا کشاورز
سيد محمد رضا هاشمي زاده
پرهام مهندسي
ايمان افتخاري ( ابن الوقت )
لاله شجاعي پور
امیر رضا رسولی جامع
سپنتا
انجمن مجازي
بهرام احمدی
اشرف گیلانی
مجید اسطیری
ياس سپيد
علي حجازي
در جستجوي زمان از دست رفته ( مريم )
رويا ابراهيمي
محمد جاويد
انجمن شعر و داستان رود سر
مهدی پرویز
تازه هاي ادبي
انجمن داستان نویسی چوک
علي ايران نزاد
الهام جم زاد
ساعت صفر
از بي هوايي ها
دكتر روشن فومني
مژگان مشتاقي
طنز نوشته های رویا صدر (بی بی گل )
سهراب گل هاشم
مصطفی فخرایی
سوگند
فاطیما حکمت
حسین ناژ فر
مهدی استاد احمد
علی اصغر نجفی
عبد الجواد موسوی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان